18 سپتامبر 2006
برای من این تابستان مانند دیگران کاملا متفاوت از تابستان های دیگر است . من کاملا چشم انداز صعود را عوض کردم . من قبلا نمیتوانستم صعودی را از صخره ای دست نخورده و دورافتاده داشته باشم زیرا آمادگی لازم برای این صعود را نداشتم . این اتفاق در دره Ordesa واقع در مرکز Pyrenees افتاد . من تمام آخر هفته های ماه ژوئن را در Ordesa و بر روی تکه سنگهای 400 متری معلق بوده و تفریح میکردم .
در اواسط جولای در سراسر اروپا و ریکار هوا گرم بود و من درست در همین زمان به Chamonix در مرکز آلپ رسیدم . ما قصد داشتیم که از مسیر معروف Cassin در Walker Spur که در کوه Grandes jorasses با ارتفاع 4208 متر قرار دارد صعود نماییم . این اولین تجربه صعود آلپی ما بود و به محض اینکه ما رسیدیم شرایط خوب برای صعود مهیا شده بود . ما احساس کردیم که در این صعود موفق خواهیم بود . خیلی سریع شروع به امتحان مسیر کردیم . صعود از این دیواره ی 1200 متری عجیب را فقط با استفاده از تبر یخ در بعضی از قسمت های مسیر انجام دادیم . میخواهم این داستان کوتاه را در مورد تابستان ویژه و عجیب خودم تعریف کنم . تابستان بسیار شخصی من .
امروزه و در این زمان هنوز قلب و ذهن من از اینکه با هم هماهنگ نیستند مایوسند و هنوز هم هر دوی آنها در صعود هایم آنطور که بدنم تمرکز دارد ، متمرکز نمیباشند . قلبم هنوز درگیر تجربه ام در Walker Spur میباشد و آرزوی صعودی دیگر مانند آن را دارد . مطمئن نیستم . ذهنم به من میگوید : " هی جیسون ! اکتبر ماه صعود مورد علاقه توست و الان وقتشه ... " . بله و این درست است ؛ هنگامی که انگیزه ای در ذهن شما جرقه میزند کم کم شکل واقعیت به خود میگیرد .
هفته گذشته بطور جدی تصمیم گرفتم که دوباره کار کردن بر روی صخره ای واقعی را شروع کنم . از Vadiello در کوه Range که همسایه Rodellar بود دیدن کردم . دوست دارم در اطراف Huesca به صعود بپردازم . در این ناحیه احساس راحتی میکنم . در آنجا دوستان محلی خوبی دارم و امکانات زیادی که در مناطق مشهوری مانند Rodellar وجود دارد نیز موجود میباشد .
بنابراین من مسیری به نام Powerade را با درجه سختی 5.14c امتحان کردم . بیش از 40 حرکت . درجه سختی مسیر بین NOWA ( 5.14b ) که اتمام آن بلدرینگ با درجه سختی 5.13d میباشد . وقتی که به آنجا رفتم درگیر شرایط جدی مشابه ای مانند تجربه قبلیم شدم . موضوع این بود که سه سال پیش من به NOWA فرستادم و هر دفعه Powerade را امتحان کردم مجبور بودم که تمام مسیر را قبل از پیوستن به مسیر 5.13d تکرار کنم .
ابتدا احساس خطر نمودم زیرا یک لحظه فکر کردم اگر از مسیر 5.14b سقوط کنم چه اتفاقی می افتد ؟ سپس بصورت بی اختیار : یکبار که از مسیری صعود میکنم دیگر اندازه کافی انگیزه برای تکرار آن ندارم . بنابراین چنین شرایطی به من اجازه نمیداد که همین طور در مورد مسیری آرام با انگیزه بمانم . این شرایطی بود که من هردفعه که این مسیر را امتحان میکردم تجربه می نمودم .
به هرحال در اعماق قلبم میدانم که اگر بخواهیم که موفق شویم همانطور که در اسپانیایی میگویند : " Tengo Que Coger el Toro Por Los Cuemos " به این معنی که اول باید تمرکز کنم و انگیزه کافی داشته باشم حتی قبل از اینکه دوست داشته باشم از آن مسیر صعود کنم . ذهنم در حال مجادله است شاید احتیاج دارم که قلبم را از کوه ها بدزدم .
ادامه دارد ...
منبع سایت : Http://climbing.com
ترجمه اختصاصی برای وبلاگ کوهنوردی توسط : مریم صمدی
درج و انتشار این مطلب تنها با ذکر منبع (وبلاگ کوهنوردی زندگی و لذت آزادی در اوج بلندی ها) مجاز میباشد.