
فتح K2 سختترین قله جهان، یكی از بزرگترین افتخارات هر كوهنوردی است؛ قلهای به ارتفاع 8611 متر كه تاكنون جان بسیاری از كوهنوردان را گرفته و پای هیچ ایرانی نیز تاكنون به این قله نرسیده است.
چوگوری (خدای كوهستانها به زبان محلی)یكی از مرگ آور ترین قله های جهان به علت عظمت آن و تلاشهای ناموفق بسیار در صعود به این قله به قاتل نیز معروف است.این كوهستان تا ارتفاع حدود 6000 متری كوهستانی صخره ای است و بعد از آن به اقیانوسی از برف تبدیل می شود.
این قله در مرز پاكستان و چین در منطقه كاراكورام قرار دارد .در زیر نگاهی كوتاه داریم به تاریخچه صعود به قله K2 از نخستین تلاش تا نخستین موفقیت برای صعود.
در سال 1902 یك گروه شش نفره از كوهنوردان اروپایی به رهبری «اكنشتاین» برای فتح K2 رهسپار شدند. آنان در آغاز منطقه یخی «بالتورو» را به طول 67 كیلومتر، كه سومین منطقه بزرگ یخی در جهان است، پشت سر گذاشتند و با رسیدن به پایین قله، تلاش خود برای صعود مستقیم از جنوب به سمت یال جنوب شرقی را آغاز كردند،اما به این نتیجه رسیدند كه صعود از یال شمال شرقی آسانتر خواهد بود. چندین بار تلاش بدون موفقیت انجام شد و آنان توانستند، سرانجام تنها تا ارتفاع 6600 متری صعود كنند. این گروه هدفی غیرواقعی داشته و متوجه محدودیتهای خود نبودند و نیز هیچ اداركی از مشكلات صعود به چنین قلهای نداشتند.
هفت سال بعد نوبت به گروه بزرگ «دوك آبروتزی» برای صعود به K2 كاراكوروم رسید. در كنار تحقیقات علمی، این ماجراجویان قصد انجام عملیاتی در كوهستانهای آلپ را هم داشتند. K2 هماكنون با توجه به تلاشهای «ویتوریو سلا»، عكاس مشهور كوهنورد، نزدیكتر به نظر میرسید و مورد شناسایی بهتری قرار گرفته بود.
آنان از یال جنوب شرقی آغاز كردند (كه بعدها به نام دوك نامگذاری شد) اما باربرها برای چنین صعودی آماده و ورزیده نبودند (در آن زمان هنوز شرپاها شناخته نشده بودند).
برخی از اعضای گروه از شمال شرقی K2، توانستند به ارتفاع 6666 متری صعود كنند و منظره نزدیكتری از جبهه شمالی عظیم K2 را ببینند. گروه همچنین تلاشی را نیز برای صعود به K2 از غرب برای صعود به «اسكیانگ كانگری» 7544 متری انجام داد، اما یك گلوگاه بسیار تنگ در ارتفاع 6600 متری صعود آنان را متوقف كرد.
پس از آن دوك موفق شد طی یك حمله مستحكم از منطقه «چوگولیسا» به ارتفاع 7500 متری برسد؛ این ركورد بلندترین صعود دنیا تا زمان صعود به اورست در سال 1922 بود.
بیست سال پس از دوك آبروتزی ایتالیاییها هماكنون با نوه او «دوك اسپولتو» بازگشته بودند. رهبر علمی این گروه پروفسور «آردیتو دسیو» بود و علت بازنگشتن بدون نتیجه آنان نیز وجود همین مرد بود. برنامه صعود به K2 لغو و تلاشها تنها متمركز به تحقیقات علمی در منطقه «بالتورو» شد.
در سال 1938 زمان تلاش برای گروه بعدی بود كه توسط باشگاه آمریكایی آلپ و به رهبری «چارلز هوستون» فیزیكدان و كوهنورد آمریكایی روانه K2 شدند. هوستون دو سال پیش از آن صعودی موفقیتآمیز به ناندادوی داشت. آنان از تیم خوبی از شرپاها به رهبری «پاشانگ كیكولی» معروف استفاده میكردند؛ در اوایل ماه ژوئن گروه به منطقه رسید.این اولین باری بود كه در صعود از شرپاها استفاده می شد.
در یکم جولای، كمپ اول ایجاد شد و چندین نفر به كمپ نخست منتقل شدند. هوا پایدار و صاف به نظر میرسید. در 18 جولای «هوستون» و «پت زولت» به «شانه» كوه در ارتفاع 7740 متری رسیدند و سختیهای پایین كوه را پشت سر گذاشتند؛ آخرین كمپ با موفقیت در ارتفاع 7530 متری زده شد.
در 21 جولای «هوستون» و «پت زولت» بار دیگر صعود خود را برای یافتن محلی برای كمپ هشت آغاز كردند. آنان محلی را درست در زیر هرم قله پیدا كردند. پت زولت كار صعود از صخره به سمت قله را نیز كمی ادامه داد و به نظر به ارتفاع 7925 متری هم رسید. آنان به رغم خوب بودن هوا تصمیم به بازگشت گرفتند. نتیجه كار این گروه خوب بود. برای نخستین بار قله K2 به طور واقعی تهدید شد.
بار دیگر آمریكاییها با وجود كوهنورد و شیمیدان برجسته آلمانی ـ آمریكایی به نام «فریتس ویزنر» در برابر K2 ایستادند و كیكولی باز هم به عنوان شرپا همراه آنان بود. دیگر كوهنوردان در سطح ویزنر نبودند و این امر برای آنان بعدها مشكلاتی ایجاد كرد.
كمپهای یك تا هفت در جاهای مشابه گروه قبلی زده و كمپ هشت نیز در ارتفاع 7710 متری برپا شد. «ولف» یكی از اعضای گروه در همین كمپ ماند و «ویزنر» و «پاشانگ» برای ایجاد كمپ نهم در ارتفاع 7940 متری رهسپار شدند.
در 19 جولای «ویزنر» و «پاشانگ» تصمیم به حمله نهایی به قله گرفتند. آنان پس از پشت سر گذاشتن صخرههای سخت در ساعت 6 بعدازظهر به ارتفاع 8380 متری رسیدند. پاشانگ به دلیل دیر شدن از ادامه صعود انصراف داد، اما ویزنر تصمیم به ادامه آن گرفت. هوا بسیار صاف و خوب بود و كار صعود را میشد در زیر نور مهتاب هم ادامه داد، اما پاشانگ قادر به حركت نبود؛ بنابراین، هر دو پایین آمدند،در راه فرود، طناب آنان به كرامپون پاشانگ گیر كرده پاره شده و به دره افتاد. آنان در ساعت 2:30 صبح در حالی كه كاملا خسته و بیرمق بودند به كمپ نهم رسیدند.
این دو شانس بزرگی را از دست دادند، چرا که آنان تنها 230 متر با قله فاصله داشتند؛ جایی كه پای هیچ كس تاكنون به آنجا نرسیده بود.
آنان روز بعد به كمپ هشتم بازگشتند. وولف به آنان گفت كه در همه این مدت، هیچ كس از كمپ هفت كه ذخایر غذایی آنجا بوده، بالا نیامده. آنان تا كمپ هفت فرود آمدند، ولی با تعجب دیدند كمپ جمعآوری شده است، برای همین، شب را در آنجا گذراندند و روز بعد تصمیم به فرود گرفتند. باز هم وولف باقی ماند «ویزنر» و «پاشانگ» به كمپ شش رفتند و وقتی به آنجا رسیدند، پی بردند كه فاجعهای در حال وقوع است؛ كمپ شش هم جمعآوری شده بود؛تا كمپ دو همه كمپها برچیده شده بودند.
«ویزنر» و «پاشانگ» در حالی كه نه از نظر جسمی و نه روحی در وضعیت خوبی نبودند، در 24 جولای به كمپ دو رسیدند.
در حالی كه آنان سرگرم حمله به قله بودند، تیم، سازماندهی خود را از دست داده بود. افراد تیم كه در كمپ دوم بودند به رغم دستورهای «ویزنر» به شرپاها دستور دادند، همه كمپها را تا كمپ هفت جمع كنند. آنان تلاش برای نجات وولف را آغاز كردند و پس از چندین بار حمله، سرانجام كیلولی و چند شرپای دیگر موفق شدند در 28 جولای به كمپ 6 برسند.
صبح روز بعد، آنان به كمپ هفت رسیدند و ولف نیمه جان را پیدا كردند. پس از مراقبتهای لازم و دادن نوشیدنهای گرم، وولف قول داد كه صبح روز بعد، قادر به حركت باشد.شرپاها به سمت كمپ شش حركت كردند كه پس از رسیدن آنها به كمپ شش طوفان شدیدی در K2 شروع و باعث توقف آنان در همان مكان شد.
در 31 جولای، پاشانگ و دو شرپای دیگر دوباره به كمپ هفت رفتند تا وولف را پایین آورده یا دستكم از وی نوشتهای بگیرند كه مسئولیت را از گردن آنان بردارد. تنها تسرینگ شرپای چهارم در كمپ شش باقی مانده بود. این آخرین باری بود كه از آن چهار نفر خبری رسید. در دوم آگوست، «تسرینگ» به تنهایی به كمپ اصلی بازگشت و گفت كه هیچ كدام از آنان مراجعت نكردهاند و هیچ نشانهای نیز از حیات انسانی در بالاتر نیز مشاهده نمیشد. ویزنر آخرین تلاش برای نجات آنان را انجام داد، اما پس از سه روز زمینگیر شدن در كمپ دو، به علت توفان، مجبور به بازگشت شد؛ این به معنی پایان بود. دیگر انسان زندهای در آن تاریخ در K2 وجود نداشت.
دودلی وولف، پاشانگ كیلولی، پاشانگ كیتار و پینتسو برای همیشه در K2 باقی ماندند؛ آنان نخستین قربانیان خدای كوهستان دومین قله بلند جهان بودند. تلاش دوم آمریكاییها برای صعود به K2 با یك تراژدی پایان یافت. گروه تحت انتقادات شدیدی از انگلیس و آمریكا قرار گرفت و ویزنر به سختی از خود دفاع كرد. پاشانگ كیكولی، یكی از بهترین شرپاهایی بود كه میتوان او را با یكی از بهترین شرپاهای جهان؛ یعنی تنرینگ نورگای مقایسه كرد.
پس از جنگ جهانی به علت مشكلات سیاسی تا سال 1953 هیچ گروهی روانه «كاراكروم» نشد. در آن سال گروهی هشت نفره از آمریكاییها برای بار دوم روانه K2 شدند. در این گروه، افرادی مانند «هوستون» از گروه سال 1938، «تونی استریتر»، فاتح «تیریك میر» در سال 1950 و «جرج بل»، از صعودكنندههای مشهور به كوههای آند، حضور داشتند.
در 19 ژوئن كمپ اصلی در 5000 متری و زیر یال آبروتزی ایجاد شد. این گروه به علت مشكلات ورود به پاكستان شرپایی را به همراه نداشت. آنان عدهای از مردم محلی هونزا را كه استعداد كوهنوردی داشتند با خود بردند و سه هفته پس از آن، كمپها در محلهای مشابه سالهای 1938 و 1939 برقرار شد.
تا آن زمان هوا بسیار خوب بود، اما ناگهان به توفانی تبدیل شد كه همه فعالیتها را برای چندین روز متوقف كرد. سرانجام در یكم آگوست، كل تیم هشت نفره در كمپ هشت در ارتفاع 7750 متری مستقر شدند؛ همه آنان در فرم خوب و آماده حمله بودند.
ناگهان خدایان كوهستان حمله كردند! كولاكی بسیار شدید كه شب و روز ادامه داشت. آنان در اثر درایت هوستون، دارای ده تا دوازده روز ذخیره غذا بودند. پس از رأیگیری دو تیم حامل طناب برای حمله به قله انتخاب شدند. تنها چیزی كه نیاز داشتند، چند روز هوای خوب بود، اما توفان شدیدتر میشد و چادرها را با شدت بیشتری تكان میداد. در چهارم آگوست، گیلكی 26 ساله دچار خونمردگیهایی در یكی از پاهایش شد كه قادر به حركت نبود. وضعیت او بدتر شد و ششهای او نیز پس از چند روز دچار مشكل شد. در این توفان شدید امكان انتقال وی به كمپ اصلی وجود نداشت.
هماكنون جنگ بر سر زندگیها بود. همه میدانستند كولاك تا چند وقت دیگر ادامه خواهد داشت. در دهم آگوست، وضعیت بحرانی و ذخیره غذا تمام شده بود. وضعیت گیلكی وخیم بود و ناخنهای بل نیز دچار بیحسی شده بود؛ بنابراین، تصمیم گرفته شد كه همه گروه با حمل گیلكی فرود را آغاز كنند. آنان چاره دیگری جز این نداشتند. در روز نخست، آنان تنها چند صد متر فرود آمدند. در غروب آن روز در اثر پیچیدگی طنابها، پنج نفر سقوط كردند، اما شوئینگ به تنهایی آنان را مهار كرد. خوشبختانه كسی آسیب جدی ندید. با ایجاد كمپهای موقتی، حال گیلكی كمی بهتر شد. آنان كه برانكارد گلیكی را كمی بالاتر با كمك تبر به یخ مستحكم كرده بودند، برای آوردن وی رهسپار شدند، اما ریزش بهمن، سرنوشت او را مشخص كرد. اثری از وی باقی نمانده بود و در توفان نیز صدایی شنیده نمیشد. هفت نفر باقیمانده فرود خود را ادامه دادند تا سرانجام پس از پنج روز به كمپ اصلی رسیدند. بل دچار سرمازدگیهای جدی شده بود و 200 كیلومتر باقیمانده تا اسكاردو را توسط افراد گروه حمل شد. رسیدن هر هفت نفر به زیر یال آبروتزی به یك معجزه شبیه بود.
سومین تلاش آمریكاییها نیز نزدیك به موفقیت بود؛ اما باز هم بدست نیامد. در سال 1953 «آردتیو دسیو» پروفسور ایتالیایی و «ماریو پوچوز» طی یك برنامه تحقیقی راههای صعود به «K2» را بررسی كردند. آنان تا ارتفاع 6000 متری صعود كرده و مطالب جالبی را جمعآوری كردند. زمانی كه «دسیو» بازگشت، طرحهای نهایی صعود به قله را معین كرد. او گفت كه تنها شانس موفقیت در صعود به قله وابسته، به داشتن یك دیسیپلین نظامی بوده؛و اینكه تكتك افراد تیم، خواستههای شخصی را به خاطر نتیجه تیمی، كنار بگذارند.
اعضای تیم 21 نفره ایتالیاییها برای صعود به «K2» پس از گذراندن آزمایشهای پزشكی و اتاق فشار در اواسط ژانویه 1954 در كمپ موقتی در ارتفاع 4000 متری قله «مون بلان» جمع شدند. وضعیت جسمی و روحی افراد و تجهیزات و اكسیژن به خوبی آزمایش شده و از این گروه ده نفر برای سفر به «K2» انتخاب شدند. چند روز پیش از عزیمت پس از آنكه گروه موفق به استخدام هیچ شرپایی نشد، چند نفر دیگر نیز به گروه اضافه شدند.
برنامه بر پایه طرح تهیه شده و از همان مسیرهای قبلی (یال آبروتزی) دنبال شد. به رغم وضعیت بد جوی، كمپها یكی بعد از دیگری ایجاد شد. در اواسط ژوئن، همه تجهیزات برای حمله نهایی به كمپ 4 برده شد. گروه امیدوار بود تا پیش از پایان ماه، موفق به فتح قله شود. باد و توفانهای شدید به مدت چند هفته سراسر كاراكروم را فرا گرفت و باعث توقف كار شد.
در نیمه دوم جولای، وضعیت جوی بهتر شد و هوا به نظر پایدارتر آمد. «دسیو» تصمیم گرفت از این شانس برای رسیدن به قله استفاده كند. كمپ پنج در 7300 متری و كمپ بعدی سیصد متر بالاتر زده شد. اما یك اتفاق بد، همه را شوك كرد؛ «ماریا پوچوز» راهنمای 36 ساله كوهستان در اثر ذاتالریه در كمپ دو در 20 جولای درگذشت.
گروه كار خود را ادامه داد و كمپ هشت كمی بالاتر در ارتفاع 8150 متری درست زیر دیواره دویست متری كه كلید فتح قله بود، زده شد. در 28 جولای چهار نفر به كمپ هشت رسیدند و شب را در آنجا گذراندند. از این چهار نفر، دو نفر روز بعد حمله نهایی به قله را آغاز كردند. درست بر روی یالی در 200 متری زیر قله، ناگهان اكسیژن آنها تمام شد. این دو نفر بدون اكسیژن مسیر را ادامه دادند و در بعدازظهر همان روز پس از تلاشی جانفرسا موفق به فتح قله k2 برای اولین بار شدند. قله «K2» برای نخستین بار زیر پای انسان قرار گرفت. آنها مدت زمان زیادی را بر روی قله توقف نكرده و بعد از حدود نیم ساعت توقف فرود را آغاز كردند.
فرود آنان نزدیك بود با سقوط یك نفر از صعودكنندگان به یك درام تبدیل شود، اما او با كمك تبریخ خود را نگه داشت و همراهش او را نجات داد. آنان در ساعت 2:30 بعدازظهر به كمپ هشت رسیدند و با نوشیدنی داغ مورد استقبال همراهانشان قرار گرفتند. همه افراد گروه به طور سالم در دوم آگوست به كمپ اصلی بازگشتند.
دو نفری كه به قله رسیدند، چه كسانی بودند؟ این امر تا زمانی كه گروه به ایتالیا رسید، فاش نشد. «دسیو» میخواست تا این افتخار بین همه افراد گروه تقسیم شود. همه آنان جزیی از موفقیت تیم بودند. در ایتالیا اعلام شد كه «لینو لاچه دلی» و «آشیل كومپانیونی» دو انسانی هستند كه برای نخستین بار پا بر فراز قله «K2» گذاشتند. هر دوی آنان پس از بازگشت به ایتالیا، چند انگشتشان را در اثر سرمازدگی از دست دادند.
بعد از آنان تاكنون چندین گروه دیگر موفق به صعود به «K2» شدهاند. لهستانیها در سال 1982 از جبهه شمال شرقی توسط «یانوژ كروژابا» قله را فتح كردند. وی در بازگشت جان باخت.
پس از آنان، «لوئیز رینهارت» آمریكایی بدون استفاده از اكسیژن به «K2» صعود كرد و سرانجام این «رینولد مسنر» معروف بود كه با صعود از جبهه جنوب غربی به قله «مسیر جادویی» این جبهه را به نام خودش ثبت كرد. او بدون استفاده از اكسیژن از مسیری سخت به قله صعود كرد و در بازگشت به وطن، گفت كه اورست در برابر «K2» تنها یك تفریح است.
به هر حال این قله تاكنون جان بسیاری را گرفته ولی از همه جبههها فتح شده است. حتی عدهای نیز تاكنون چند بار «K2» را فتح كردهاند.
سرانجام «K2» خدای كوهستان، كوه وحشی و قاتل، مغلوب تواناییهای انسان شد.
نویسنده : پر جربرید : www.jerberyd.com
ترجمه : سبوح شهلایی
این متن از www.climbing.ir و وبلاگ K2 میباشد .