تبليغاتX
کـــــــوهنـــــــوردی - جای خالی آموزش‌های محیط زیستی در مدارس

به عنوان نمونه کشورهایی مثل آلمان، سوئد و نروژ در این زمینه پیشرو بوده و بچه‌ها از کودکی با مفاهیمی مثل توسعه پایدار آشنا می‌شوند. حتی در کشور افغانستان نیز امروز بیشتر از گذشته دغدغه محیط زیست به چشم می‌خورد به‌طوری که مؤسسه یاری­رسانی به کودکان افغان (­HTAC)بسته‌های آموزشی فراوانی را برای شناخت طبیعت، حفاظت و مدیریت محیط طبیعی و چگونگی برخورد کودکان با آن در اختیار دانش‌آموزان افغانی قرار داده که اقدامی جالب و منحصر به فرد تلقی می­شود.اما در ایران همچنان محیط­زیست یک مسئله مهم اجتماعی به حساب نیامده و ما شاهد آن هستیم که تخریب در سطح وسیعی صورت می­گیرد به طوری که گفته می­شود ایران در میان 10کشور تخریب­کننده محیط­زیست در جهان قرار دارد.حال با توجه به اینکه سازمان‌های مختلف جهانی زنگ خطر را برای ما به صدا در آورده‌اند، اقدامات پایه‌ای در این خصوص ضروری است.لذا اگر بتوان در این مورد دوره­های آموزش زیست‌محیطی را برای بچه­ها از مهدکودک تا متوسطه و مقاطع عالی دانشگاهی برگزار نمود، می­توان میزان آگاهی و سطح فرهنگ را در این زمینه در کشور بالا برد و به توسعه کشور خدمت اساسی نمود.با این اوصاف بدون شک مدرسه مکان مهم و پایه‌ای در زمینه مطرح نمودن مسائل محیط­زیست می­باشد.

 

بچه­ها می­توانند در کلاس­های درس مبانی اصلی توسعه پایدار یعنی احساس مسئولیت نسبت به اکوسیستم اطراف خود و اثرات ناگوار تخریب در محیط را آموخته و نقش پررنگی در زمینه مدیریت و حفاظت محیط زیست ایفا نمایند. در کشور ژاپن برای آن که این احساس مسئولیت در بچه­ها تقویت شود، کارمندی به نام فراش برای نظافت وجود نداشته و خود بچه­ها ملزم به مشارکت در پاک­سازی محیط­زیست هستند. علاوه بر این بچه­ها در کلاس­های درس یاد می­گیرند که باید طبیعت را دوست بدارند و به آن احترام بگذارند.احترام به طبیعت اصل مهمی است که هر چند در آموزش­ها و فرهنگ سنتی ما مورد توجه بوده است، هم اکنون فراموش شده است. به عنوان مثال جوی‌های آب در فرهنگ ملی و دینی ما مظهر پاکی و قداست بوده و امروزه جوی­های آب منشاء انواع قوطی­های نوشابه، بسته­های مواد غذایی و ....شده است که نشان از عدم اهمیت به طبیعت است. باید از این موضوع غافل ماند که دوستدار طبیعت شدن یک عادت مثبتی است که یک شبه به وجود نمی‌آید و تدریجی در ذهن فرد شکل می‌گیرد. لذا لازم است که از کودکی به بچه‌ها آموزش داده شود تا در سنین بزرگسالی به یک هنجار درونی و ثبات یافته، مبدل شود به طوری که خود آن هنجار عامل اساسی در توجه شهروندان یک جامعه به محیط­زیست خواهد بود.


بهترین شیوه برای آموزش در این زمینه در مدارس این است که از امکانات موجود به بهترین شیوه استفاده نموده و از زندگی خود بچه­ها آغاز کرد.مثلاً می­توان در زمینه استفاده بهینه از کاغذ و قلم در کلاس­های درس صحبت کرد و تا حد امکان معلم‌ها به بچه‌ها تأکید کنند که با اسراف بیش از حد کاغذ، درخت­‌های بیشتری در جهان بریده خواهند شد و یا می­توان برای مأنوس شدن روح کودکان با طبیعت آن­ها را برای تفریح به پارک یا شهرک­های جنگلی برده و در چنین فضایی مربیان بهتر روی شناخت، عشق و احترام به طبیعت کار کنند. بچه­ها همچنین باید در مدارس «حد بهینه مصرف» را بیاموزند. حد بهینه مصرف یعنی این که ما تا چه حد باید از منابع طبیعی استفاده کنیم و چگونه می‌توان از مصرف بی‌رویه جلوگیری به عمل آورد. مثلاً در کلاس درس می‌توان لامپ‌های اضافی را خاموش کرد و یا از دانش­آموزان خواست تا در خانه زمانی که تلویزیون تماشا نمی­کنند آن را خاموش کنند.حتی می‌توان استفاده از انرژی‌های جدید مثل انرژی خورشیدی و اولویت‌بخشی به آن را به کودکان و نوجوانان آموزش داد و یا در مواقعی که حد مصرف بالاست به والدینشان توصیه کنند که از وسایل پرمصرف استفاده نکنند.


یکی دیگر از روش‌ها که در ژاپن هم مورد استفاده قرار می‌گیرد اجرای برنامه‌های کشاورزی و باغبانی در مدارس است. به عنوان نمونه می‌توان در حیاط مدارس با همکاری بچه‌ها گوجه­فرنگی، خیار و ... کاشت و وقتی محصول به عمل آمد آن را در زنگ تفریح بین همگان تقسیم نمود تا مصرف شود. در هر حال باید در نظر داشت که با توجه به اینکه عوامل زیادی در جهان باعث تخریب محیط­زیست شده است آموزش‌های مستمر، اطلاع‌رسانی، شهروندمحوری و بالا بردن سطح آگاهی‌ها در این زمینه نقش حیاتی ایفا می‌کند. امروزه در جهان برای آن که محیط‌زیست و مسائل آن مورد توجه قرار گیرد سازمان‌های غیررسمی و غیردولتی با تبلیغات، چاپ نشریات مختلف، ایجاد وبلاگ‌ها و سایت‌های هشداردهنده و برپایی میتینگ‌ها این موضوع را بسیار مورد توجه قرار می‌دهند. در ایران نیز به نظر می‌رسد حل چالش آلودگی محیط‌زیست و حفاظت از منابع طبیعی بدون مشارکت مردم و مساعدت دولت و سازمان‌های غیررسمی میسر نخواهد بود و این مشارکت زمانی محقق می‌شود که از مهدکودک‌ها و مدارس بچه‌ها با حضور و فعالیت‌های خود، در حفاظت از تنوع زیستی و حیات طبیعی نقش پررنگی ایفا نمایند. بچه‌ها باید بدانند که ارزش یوزپلنگ ایرانی تا چه حد است و چرا باید از گسترش کویرها جلوگیری به عمل آورد و در برابر خشک شدن رودها و دریاچه‌های کشور احساس مسئولیت کرد؟ لذا ضروری به نظر می‌رسد که مدارس با ایجاد و طراحی یک استراتژی پایدار و مطالعه شده در این زمینه گام‌های اساسی بردارند چرا که هر تأخیری می‌تواند آسیب‌های فراوانی به کشور وارد سازد و ما را در رسیدن به توسعه همه جانبه با مشکل مواجه سازد؛ پس محیط‌زیست را جدی بگیریم.


*کارشناس جامعه‌شناسی آموزش‌وپرورش و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/25ساعت 20:32  توسط آموزگار (آیریا)  |