تبليغاتX
کـــــــوهنـــــــوردی - تاملی جامعه شناسانه بر ابعاد پنهان جهانی شدن ورزش - بخش ششم

4- رشد مصرف ‏گرایی: صنعتی شدن و شهری شدن به همراهِ تولید و مصرف انبوه [22] و اهمیت یافتن پدیده‏ای به نام اوقات فراغت [23]، توجه شركت‏ ها و مؤسسه‏ های تجاری را به عرصه ورزش جلب كرده است و ورزش را به محلی برای تبلیغات كالا ها و فرآورده ‏های گوناگون این شركت‏ ها و مؤسسات بدل كرده است. در جریان این تعامل، محیط‏ های ورزشی از یك سو فرصت لازم برای معرفی، نمایش و تبلیغ كالا های متنوع تولید شده را در اختیار تولیدكنندگان قرار می ‏دهند، و از دیگر سو خود نیز بازاری برای تولید كالاهای خاصی را فراهم می ‏آورند كه در رشته‏ های مختلف ورزشی توسط ورزشكاران، علاقه ‏مندان و طرفداران مورد استفاده قرار می‏گیرد. اما، این تعامل به همراه منافع مادی دوسویه برای اصحاب اقتصاد و ورزش تنگنا هایی را نیز، هم برای ورزشكاران و هم تماشاگران و بینندگان مسابقه ‏ها و برنامه ‏های ورزشی به‏ وجود آورده است. در حال حاضر كمتر میدان مسابقه ورزشی را می‏توان مشاهده كرد كه در معرض هجوم انواع كالا های مصرفی نباشد. ورزشكاران گاه بدون هیچ علاقه ‏ای در قبال قراردادهای مالی ملزم به تبلیغ كالایی خاص می ‏شوند و طرفداران خود را ترغیب به مصرف كالا های مذكور می‏ نمایند. با توجه به اینكه بسیاری از طرفداران ورزش و ورزشكاران را گروه ‏های سنی نوجوان و جوان تشكیل می ‏دهد، این امر سبب رواج مصرف‏ گرایی مفرط در میان آنان می‏ شود. افزون بر این، شركت ‏های مذكور به منظور كسب سود بیشتر و كاهش هزینه ‏های تولید از نیروی كار ارزان قیمت در كشور های در حال توسعه بهره می‏گیرند. بر اساس بسیاری از گزارش ‏ها، برخی از شركت‏ های ورزشی بین‏ المللی در پاكستان و سایر كشورهای آسیایی حتا از نیروی كار كودكان نیز استفاده می‏كنند (14) .
5- رواج الگو های فرهنگی منفی: ورود رسانه ‏های الكترونیكی به عرصه برگزاری رویدادهای ورزشی، كه با بهره‏ گیری از تكنولوژی ‏های پیشرفته مفهوم زمان و مكان را متحول كرده‏اند، نه تنها سبب افزایش درآمد ورزشكاران و سرازیر شدن پول به دنیای ورزش شده، بلكه در كنار آن از طریق ستاره سازی به خلق الگو های فرهنگی و اجتماعی برای مخاطبان و دست‏كاری [24] ذهن آنان نیز انجامیده است. در جوامع فعلی ورزشكاران از جمله مهمترین گروههای مرجعی [25] هستند كه اكثر جوانان به عنوان الگو از آنان پیروی میكنند و در تنظیم رفتار و كردار خود توجه ویژه ای به ورزشكاران دارند. این موضوع به روشنی در میزان مصرف كالا های فرهنگی - ورزشی نظیر عكس، پوستر، فیلم و غیره توسط نوجوانان و جوانان به چشم میخورد. اما اینكه این الگو ها تا چه اندازه متناسب با انگاره ‏های فرهنگی جامعه هستند و ورزشكاران تا چه حد می ‏توانند نقش راهبری و الگوی فرهنگی را برای نوجوانان و جوانان ایفا نمایند، در خور تأمل است. از دیگرسو، تصویری كه تبلیغات تجاری- ورزشی به نوجوانان و جوانان ارائه می‏كنند از جهت اسطوره‏ سازی با تبلیغات سایر كالاها و خدمات همسو هستند. پرداختن به فعالیت‏ های ورزشی به عنوان رفتاری سالم و امكانی برای دستیابی به شهرت و ثروت تعریف می‏شود. چنین تصویرهایی گرایش به ناچیز انگاشتن جنبه ‏های منفی اعمالی مانند مصرف داروهای غیرمجاز (دوپینگ)، آسیب‏دیدگی، آشوب و اوباشیگری و مواردی از این قبیل دارند. افزون ‏براین، در این فرایندها معمولاً به جای رضایت ‏مندی ذهنی كه ملهم از زیبایی‏ های رقابت و عملكرد ورزشی است، بر معیارهای عینی پیروزی و نیز لذت حاصل از این موفقیت‏ ها تأكید و توجه می‏شود. اثرات منفی این قبیل تبلیغات می‏ تواند شامل تقویت باورهای كلیشه‏ ای جنسیتی، ترویج همنوایی و سازگاری، و تأكید بر رقابت نیز شود (32) .
6-  تحول در ساختار ورزش: از جمله مهمترین پیامدهای اقتصاد بر ورزش می‏ توان به تأثیر گذاری بر ساختار و اهداف فعالیت‏ های ورزشی در قالب دگرگونی قوانین و مقررات ورزشی نام برد كه عمدتاً به منظور افزایش جاذبه نزد مخاطبان و تأكید بر عنصر نمایش و تماشاگری (25)، و گاه بدون در نظر گرفتن مسائل جسمانی و تندرستی ورزشكاران صورت گرفته است. در این مورد می‏توان به تصویب قانون گل طلایی یا مرگ ناگهانی و پس از آن گل نقره‏ای در ورزش فوتبال اشاره نمود كه پس از چند سال اجرا، فدراسیون بین ‏المللی فوتبال (فیفا) تصمیم به لغو آن گرفت. همچنین، وضع منطقه پرتاب سه امتیازی و قانون 30 ثانیه در ورزش بسكتبال، دگرگونی در چگونگی امتیاز بندی گیم‏‏ ها در ورزش والیبال، و حتا كیفیت تنظیم تقویم زمانی و جدول برگزاری مسابقه ‏های بین‏ المللی اشاره نمود. لازم به توضیح است كه ساختار و اهداف فعالیت‏ های ورزشی به طور یكسان تحت تأثیر این دگرگونی ‏ها قرار نگرفته است. در فعالیت ‏های ورزشی دیر پا و جا افتاده این تأثیر اندك بوده است و عمدتاً به منظور افزایش هیجان و ایجاد سرگرمی بیشتر صورت پذیرفته است. در فعالیت‏ های ورزشی جدید مانند فوتسال (فوتبال سالنی)، والیبال ساحلی، هاكی، اسكیت و برخی دیگر از رشته‏های ورزشی جدید این تأثیر بیشتر بوده است (8). از جمله تغییراتی كه در عرصه ورزش ‏های پرسابقه ‏ای مانند كشتی و وزنه‏ برداری رخ داد، می‏ توان به زنانه كردن این دو رشته اشاره نمود. صرف نظر از مناقشه‏ های فمینیستی و اینكه آیا انجام این نوع فعالیت ‏های ورزشی برای زنان مناسب است یا خیر، تردیدی وجود ندارد كه این اقدام نه با هدف افزایش مشاركت واقعی زنان، بلكه بیشتر با هدف كسب سود و درآمد و در قالب استفاده ابزاری صورت گرفته است. اندیشمندان دیدگاه تضاد نیز در همین راستا عنوان می ‏كنند كه ورزش زنان را به عنوان تماشاگر و ”پاداش“ جنسی به نقشی درجه دوم تنزل داده است (30). در عرصه فعالیت ‏های ورزشی جدید، هدف عمده جایگزین كردن ورزش‏ هایی برای مخاطبان ثروتمند بوده كه توانایی صرف هزینه برای خرید محصولات و كالا های تولیدی حامیان مالی ورزش ‏های مذكور را دارند.
در یك جمع‏ بندی اجمالی، می‏توان اذعان نمود كه تأثیر تجاری ‏شدن بر ساختار و اهداف فعالیت ‏های ورزشی و توسعه و تحول قواعد و مقررات ورزشی معمولاً با تركیبی از رویه ‏های پنجگانه زیر و با هدف افزایش رضایت مخاطبان صورت پذیرفته است.
افزایش تحرك و سرعت در حركات ورزشی به منظور جلوگیری از خستگی و كسالت تماشاگران و بینندگان رویداد های ورزشی.
افزایش میزان مبادله امتیازات برای ایجاد هیجان بیشتر.
ایجاد حالتی از تعادل در رقابت ‏ها به گونه ‏ای كه نتایج آنها تا لحظات آخر نامشخص باشد و حس تفلیق را در مخاطبان افزایش دهد.
به حداكثر رساندن لحظات حساس در رقابت ‏های ورزشی.
ایجاد وقفه‏ هایی در جریان برگزاری رقابت‏ های ورزشی به این منظور كه امكان تبلیغ محصولات و كالاهای تجاری برای شركت‏ ها و حامیان مالی ورزش فراهم گردد. مورد اخیر، گاه از طریق تغییر جدول زمانی برگزاری مسابقه ‏ها و رویدادهای بین ‏المللی اعمال می‏گردد تا مخاطبانِ بیشتری امكان دریافت امواج رسانه‏ای و مآلاً پیام ‏های آن را داشته باشند (8).
7- ترویج انگاره نتیجه‏ گرایی: دگرگونی در جهت‏ گیری‏ های ورزشكاران، مربیان، و حامیان مالی فعالیت‏ های ورزشی كه از جمله پیامدهای مهم آن می‏ توان به مواردی مانند توجه به قهرمان ‏پروری كسب مدال، نتیجه ‏گرایی، كاهش كنترل ورزشكاران بر فراگرد فعالیت و محصول خود، ارتقای مهارت‏ ها و دانش فنی به مدد تمهیدات تكنولوژیكی و فنآوری ‏های جدید، تحول در مفهوم هویت ملی، و... اشاره نمود. جهت‏ گیری ‏های ورزشكاران تحت تأثیر عامل ‏های اقتصادی و تجاری معطوف به توجهِ ویژه به اعمال و حركات نمایشی و قهرمانانه ‏ای شده است كه در جریان آن هدف از ورزش دیگر ماهیت اصیل آن - یعنی توجه به تندرستی جسمانی و روانی، نظم‏ پذیری، ارتقای مهارت ‏های بدنی و ...- نیست، بلكه سرگرم كردن هر چه بیشتر مخاطبان و كسب درآمد بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. این امر منجر به افزایش توجه اكثر مخاطبان - كه بخش قابل توجهی از آنان فاقد دانش فنی در مورد مهارت ‏ها و استراتژی ‏های ورزشی هستند - به مسائل حاشیه ‏ای گردیده و سبب شده تا ذهن آنان معطوف به مسائل و موضوعاتی شود كه درك آن برایشان آسان‏ است. افزون بر این، تأكید بر ارزش‏ های قهرمانی سبب شده است تا خشونت به عنوان تاكتیكی مؤثر برای پیروزی و گاه افزایش شهرت مورد استفاده قرار گیرد. تجربه‏ های جامعه‏ پذیری ورزشكاران در برخی از رشته‏ های ورزشی شامل آموزش تاكتیك ‏های خشونت نیز می‏باشد (6 و 7).
8-  مدیریت صاحبان سرمایه: دگرگونی در سازماندهی و مدیریت فعالیت‏ های ورزشی، كه مهمترین تجلی آن را می‏ توان در ورود صاحبان سرمایه ‏های اقتصادی به عرصه مدیریت باشگاه ‏ها و تیم ‏های ورزشی مشاهده كرد. اتكا به درآمد سبب كاهش روز افزون كنترل ورزشكاران بر سازمان‏ های ورزشی شده و كنترل وضعیت‏ ها در اختیار مدیران و مالكان تیم‏ های ورزشی، حامیان مالی و شركت‏ های تجاری، رسانه ‏ها و كارگزاران تبلیغاتی و بنگاه‏ های بازاریابی قرار گرفته است كه بیشتر به سود و منفعت اقتصادی توجه دارند (8). افزون براین، روند تجاری‏ شدن سبب شده است تا بر خلاف گذشته كه طرفداران تیم ‏های باشگاهی در فرایند تصمیم‏ گیری دخالت داشتند، امروزه این امر تا حد بسیار زیادی كم‏ رنگ شده است.
 ”یان تیلور“ كه با الهام از سنت ماركسیستی به مطالعه تاریخ فوتبال در انگلستان پرداخته، بر این باور است كه ورزش فوتبال ورزش طبقه كارگر بوده است و طرفداران آن از طریق دموكراسی مشاركتی [26] احساس تعلق خود به باشگاه را متبلور می‏ كردند. به تدریج مدیران باشگاه ‏ها این احساس تعلق عمیق (ولی در نهایت بی‏فایده) را نادیده انگاشتند و روی به سمت ”مشتریان“ و حامیان ”پردرآمدتر“ آوردند. پس از سازماندهی فوتبال حرفه ای بعد از جنگ دوم جهانی، نقش باشگاه های محلی در ابعاد اجتماعی كاهش یافت و فعالیت این باشگاه ها بیشتر به سوی فعالیت های تجاری و جذب تماشاگر سوق پیدا كرد. نشانه های این تغییر رویه را میتوان در شهری كردن، تماشاگر پسندكردن (مثل نمایش های قبل از برگزاری مسابقات و ایجاد تسهیلات و امكانات رفاهی بیشتر)، حرفه‌ ای كردن (پرداخت دستمزدهای بالا) و بین المللی كردن (برگزاری رقابت های بین المللی با تیم های سایر كشورها) ورزش فوتبال متجلی دانست (14). در واقع، تیم های فوتبال دیگر به طرفداران سنتی تعلق نداشتند، بازیكنان دستمزد های بالا میگرفتند، مالكان باشگاه ها را افراد ثروتمند تشكیل میدادند، و محدوده ‏ی عملكرد تیم ‏ها از حالت محلی به بین المللی درآمد. در چنین حالتی، طرفداران باشگاه ها كه عمدتاً جوانان لایه های پایینی طبقه كارگر بودند احساس كردند دیگر جزو باشگاه نیستند و كنترل موثری بر سرنوشت "تیم هایشان" ندارند (5). این فرایند تجاری‏ شدن كه تیلور از آن با عنوان ”بورژوایی شدن“ [27] فوتبال  نام می‏ برد، طرفداران طبقه كارگر را از ورزش مورد علاقه‏ شان بیگانه كرد و در واكنش به این فرایند آنان نیز اقدام به اخلال در روند برگزاری مسابقه ‏های فوتبال نمودند. به تعبیر تیلور و همفكرانش، اوباشیگری [28] در فوتبال انگلستان در واقع واكنشی منفی و مقاومت آمیز در برابر تجاری ‏شدن و كالایی شدن فوتبال است (14).

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/09ساعت 14:30  توسط آموزگار (آیریا)  |