کوه (Mountain)
زمینی که نسبت به پیرامون خود به طور مشخصی برجسته تر بوده و دارای دامنه های شیب داری باشد . ارتفاع دقیقی برای آن تعریف نشده است ولی معمولا زمین هایی که حدود ۶۰۰ متر از اطراف خود بلندتر باشند را کوه مینامند . کوه ها به سه شکل بوجود می آیند :
۱. بر اثر چین خوردگی سطح زمین
۲. بر اثر فرسایش
۳. بر اثر فعالیت های آتشفشانی
گرده (Arete-Flank)
یال هایی که شیب آنها زیاد بوده و بیشتر از مناطق سنگی و صخره ای تشکیل شده باشد ٬ گرده نامیده میشود .
صخره (Rock)
سنگ های یکپارچه و بزرگ را که بتوان حداکثر با یک طول طناب (۵۰ متر) صعود نمود صخره می گویند .
دیواره (Wall)
دیواره یا پرتگاه به مناطقی گفته میشود که دارای سنگ های یک پارچه با شیب زیاد بوده و برای صعود به آن به بیش از یک طول طناب نیاز باشد . (>۵۰)
قله (Summit , Peak , Top)
بلندترین نقطه هر کوه را قله مینامند . ممکن است در بالای برخی کوه ها دو یا چند قله ی هم ارتفاع وجود داشته باشد . کوه هایی که در راس آن دو یا چند قله ی ناهم ارتفاع وجود دارد ٬ قله ی بلندتر را قله ی اصلی و قله های کوتاه تر را قله های فرعی می نامند .
تپه (Hill)
به ارتفاعات کمتر از ۶۰۰ متر نسبت به زمین های مجاور تپه گفته میشود .
یال (Ridge)
محل برخورد دو دامنه ی شیب دار را در بالاترین نقطه ی تماس یال می نامند .
خط الراس (Divide)
به خط اصلی و بلندترین یال بین دو قله که محل تقسیم آب باران باشد ٬ خط الراس گفته میشود . واژه ی فارسی معادل آن آب پخشان است . خط الراس اصلی محل تقسیم دو حوزه ی آب ریز جداگانه است . در حالی که خط الراس فرعی با این که محل تقسیم آب است ٬ اما آب های سرازیر شده از هر دو قسمت آن به یک حوضه ی آب ریز ریخته می شوند .
دره (Valley)
محل برخورد دو دامنهی شیب دار در پایین ترین نقطه ی تماس را دره می نامند . دره معمولا محل عبور رودخانه های دائمی یا فصلی است .
خط القعر (Thalweg (Ger.) , Valley Line (En
ژرف ترین نقاط بستر یک رودخانه یا دره را خط القعر می نامند .
گردنه (Pass)
پایین ترین نقطه ی تماس بین خط الراس های دو کوه را گردنه می نامند . در دو طرف گردنه معمولا دو دره از طرفین کوه سرازیر می شوند ٬ در نتیجه گردنه شکلی شبیه به زین اسب دارد .