تبليغاتX
کـــــــوهنـــــــوردی


تکنولوژی در لباس ها و وسایل مناسب در محیط خارج از منزل برای ماجراجویان - بر اساس استفاده آن و میزان کارایی و طراحی هوشمندانه به منظور راحتی، گرما، خشکی و پیوستگی - گرایشی به سوی عظیم شدن دارد. اما در هر فصلی تعدادی از محصولات مهم تر هستند. این محصولات به صورت بسیار فوق العاده ای طراحی شده، خلاقانه یا ابتکاری هستند و تنها می توان آنها را اینگونه خواند : عالــــــــی تریــــــــــــن

محصولات منتخب امسال به همان اندازه ی خارق العاده بودنشان کاربردی نیز هستند. از یک شیشه ی آب بامبو گرفته تا پلیور های عایق سرما تا موتورسیکلت های الکتریکی با اعتبار مالیاتی !

پابرهنه دویدن !

پابرهنه دویدن بزرگترین روش در ورزش در دهه های مختلف ، اساسا با پاهای برهنه نیست . اما کفش های غیر عادی "پنج انگشتی ویبرام" در حالی که از پاها محافظت می کنند به این منظور برهنگی نزدیک هستند، و مدل اخیر "بیکیلا" مناسب ترین آن ها برای دوندگی است. خط های ساق کوتاه این کفش بسیار راحت تر، کفی 3 میلی متری اش محافظ تر و زیره ی 4 میلی متری آن با سیم کشی نازک محکم تر شده است. اگر شما می توانید بر مشکلات پاهای خود برای دویدن به هر کجا فایق آیید. هیچ راهی بهتر از قبول کردن " پاهای برهنه " نیست .

منبع : N.G

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/07/22ساعت 11:27  توسط آموزگار (آیریا)  | 

در این پست با مهمترین موضوع در یک سازمان آشنا میشویم و مقایسه و نتیجه گیری از این چند نوشته را به خود شما واگذار میکنم تا آنرا در غالبی مقایسه ای با این برنامه های صعود قلم قرار دهید. امیدوارم با مطالعه و اصلاح برخی از رفتارها ارزش قلم را تا سطوحی بسیار پست پایین نیاوریم و قداست قلم را حفظ کنیم.

رهبری : شکی نیست که چگونگی رهبری در طرز سلوک و رفتار کارمندان و بالنتیجه در تحقق هدف و کارائی سازمان، موثر میباشد. صرفنظر از اصول و فنون سازمانی، رهبر خوب می تواند بسیاری از مشکلات دستگاه را حل نماید. اغلب اتفاق افتاده است که تغییر روسای سازمان در نتایج عملیات دستگاه موثر واقع گردیده. تجربه ژنرال برادلی، رئیس کل ستاد نیروهای نظامی آمریکا در جنگ دوم جهانی، یک مثال کلاسیک در مورد اهمیت رهبری بشمار میرود. در زمان جنگ لشکر پیاده نظام شماره 90 آمریکا، تحت فرماندهی شخصی که قدرت رهبری نداشت، به جبهه نرماندی فرستاده شد. نتایج عملیات افراد واحد مزبور بقدری نامطلوب بود که مشاوران برادلی پیشنهاد کردند لشکر پیاده نظام شماره 90 منحل گردد و افراد آن به واحد های دیگر ملحق شوند. برادلی با این پیشنهاد مخالفت نمود، زیرا به نظر وی افراد کلیه لشکرهای نظامی یکسان هستند. آنچه موجب اختلاف نتایج عملیات آنان میگردد ، چگونگی رهبری است. بدین ترتیب لشکر مذکور منحل نگردید، بلکه فرمانده مناسبی برای رهبری آن انتخاب شد. فرمانده جدید تغییرات متعددی در سازمان شانزده هزار نفری لشکر مزبور داد. وقتی که او فرماندهی لشکر شماره 90را برای تصدی شغل دیگری ترک نمود، جانشین وی وارث یکی از بهترین لشکرهای نظامی در جبهه جنگ متفقین گردید.این تجربه و تجربیات متعدد دیگر، نشان می دهد که چگونگی رهبری تاثیر قابل توجه ای در طرز رفتار و نتایج فعالیت های افراد دارد. درباره وظایف رهبری، یعنی اینکه شخص در مقام رهبری چه وظایفی را باید انجام دهد، نظریه های مختلفی وجود دارد. نتایج بررسی های دانشگاه اوهایو نشان میدهد که وظایف اساسی رهبر که در همه حال معرف نقش رهبری بشمار میرود، بدین قرار است :

1. حفظ عضویت - برای این منظور رهبر سازمان با سایر افراد گروه روابط نزدیک و تماس های متعدد برقرار نموده و مورد قبول آنان واقع می گردد.

2. تامین هدف - مسئولیت اساسی رهبر هماهنگ کردن فعالیت های دسته جمعی به منظور تحقق هدف مشترک است.

3. تسهیل روابط گروهی - رهبر میکوشد تا روابط متقابل موثری را میان اعضا سازمان برقرار سازد و موجبات همبستگی افراد گروه را فراهم نماید. برای این منظور ارتباطات نقش مهمی بعهده دارد.

این مباحث حالتی کلی در تمامی زمینه هایی که کارائیشان مانند یک سازمان است کاربرد و اهمیت دارد و اجرای این اصول به پیشرفت و بازدهی مثبت هدف سازمان کمک شایانی می نماید.

در خصوص برنامه های صعود که با عناوین خاصی انجام میگردد و خارج از حیطه برنامه های شخصی و انفرادی است بکارگیری این موارد میتواند بسیار مفید و کارآمد باشد. پس از بررسی و اجرای موارد گفته شده نیز بکارگیری اصول هدایت و سرپرستی تیم که مباحث مربوطه آن در جزوات متعدد فدراسیون کوهنوردی و همچنین کتب مختلف درج شده است بسیار اهمیت دارد.

اما آیا تا کنون صعود قلم این موارد را در خود داشته است ؟!!!

شاد باشید

آ.آموزگار


+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 10:16  توسط آموزگار (آیریا)  | 

تکالیف و اختیارات : تکالیف در واقع جزئیات طریقه اجرای وظیفه را توضیح میدهد. وظیفه نیز عناصر اصلی کار را شرح می دهد، در حالیکه تکالیف کار ناظر بر عملیات و فعالیت های مشخصی است که برای اجرای وظیفه لازم است. اختیار نیز در اینجا به معنای حق تصمیم گیری به منظور انجام وظیفه بکار رفته است و در بعضی مواقع شامل ضمانت اجرای آن نیز میشود.بدیهی است تکلیف بدون اختیار وجود ندارد.

روابط : تحقق یافتن هدف سازمان مستلزم همکاری متصدیان مختلف است. بدین جهت لازم است که روابط مهم با یکدیگر معلوم گردد. شرح روابط باید محدود به اموری گردد که مربوط به اجرای وظیفه کار معینی است.

نمودارهای سازمان نیز نمایش دهنده سلسله مراتب سازمان و نیز روابط و اختیارات هر بخش از آن است.

دستور العمل های کتبی عبارت از مقررات مدون است که طریقه انجام وظیفه، شغل یا عمل اداری معینی را نشان میدهد.

طبقه بدنی وظایف و تقسیم کار نیز منجر به این میگردد که کار به اجزا کوچکی که اجرای آن از عهده شخص واحدی بر می آید، تقسیم گردد.

تفویض اختیار : عبارت است از اینکه مدیر قسمتی از اختیارات خود را به مرئوسین انتقال دهد. این کار شامل سه مرحله : واگذاری وظایف - اعطای اجازه و تعیین مسئولیت می باشد.

نظارت یا کنترل نیز مانند برنامه ریزی برای اشخاص مختلف مفاهیم مختلفی دارد. لکن منظور اصلی از کلیه طرح های نظارت یا کنترل، حصول اطمینان نسبت به مطابقت نتایج عملیات با هدف های مطلوب است.

در خصوص رهبری در پست های آینده خواهم نوشت.



+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/18ساعت 10:31  توسط آموزگار (آیریا)  | 

چرا باید صعود قلمی باشد؟ این مهمترین پرسش من است. اصلا هدف از صعود قلم چیست؟ نحوه اجرای این صعود چگونه است؟ آیا برنامه ریزی زمانی مشخصی دارد؟ تاثیرش روی فرهنگ و محتوای محیط مجازی چیست (مثبت یا منفی)؟

براستی کدامیک از پرسش های بالا پاسخی دقیق و مشخص دارد؟

خوب بدون بررسی و هدفی مشخص 5 بار! برنامه ای با عنوان صعود قلم انجام گردیده است که نه آمار و آنالیزی از آن در تارنگاری ثبت شده و نه تحلیلی از محتوا و صرفا جمعی برای آشنایی رو در رو در کنار هم گردآمده بودند!

صعودی که نام پر محتوای قلم را یدک میکشد.

قبل از انجام این برنامه باید به این نکات توجه شود : تصمیم گیری و برنامه ریزی - تعیین هدف و وضع خط مشی - برنامه عملیات - بودجه و برنامه ریزی - مناطق مدیریت - تثبیت سازمان - تکالیف و اختیارات - روابط - نمودارهای سازمان - دستورالعمل های کتبی - طبقه بدنی وظایف - تقسیم کار - تفویض اختیار - رهبری - نظارت و کنترل

برنامه ریزی شامل تعیین هدف و وضع خط مشی، تبدیل هدف به صورت برنامه عملیات و پیش بینی چگونگی اجرای آنها می شود. به عبارت دیگر، برنامه ریزی بر اساس پیش بینی و دورنگری درباره اینکه برای رسیدن به هدف معینی چه کاری، چگونه، در طی چه مدت زمان و بوسیله چه افرادی بایستی انجام شود، استوار است. عمل تصمیم گیری نیز بقدری مهم است که برخی سازمان را شبکه تصمیم و مدیریت را عمل تصمیم گیری تعریف می نمایند.

برنامه عملیات نیز بمنظور نیل به هدف های خاص تنظیم میگردد و در واقع هیچ برنامه ای بدون هدف وجود ندارد. اگر هدف سازمان با دقت و دوراندیشی لازم تعیین نگردد، جهت فعالیت های مختلف دستگاه معلوم نمیشود، زیرا هدف عبارت از نتیجه ای است که حصول آن مورد نظر می باشد.

وضع خط مشی نیز عبارت از مقررات کلی است که حدود اعمال و تصمیمات اجرائی را به منظور نیل به هدف مشخص تعیین می نماید.

برنامه عملیات پس از تعیین هدف، عملیاتی که برای تحقق آن لازم است صورت گیرد باید پیش بینی و در یک برنامه جامع گنجانده شود.

بودجه نیز چیزی بجز برنامه عملیات که شامل برآورد هزینه و پیش بینی درآمد نیز می گردد، نمی باشد.

مناطق مدیریت نیز عمدتا از سه بخش مدیران اداری، مدیران واسط یا اجرایی و مدیران سرپرست تشکیل میشود که مدیران اداری به اشخاصی اطلاق می گردد که خط مشی و سیاست کلی را تعیین میکنند، مدیران واسط یا اجرایی نیز مسئول اجرای خط مشی و سیاست کلی هستند و در وضع خط مشی دخالتی ندارند، مدیران سرپرست نیز مامور اجرای عملیات میباشند.

تثبیت سازمان نیز همان وضع مقررات ، اساسنامه، راهنمای سازمان و شرح وظایف میباشد.

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/07/15ساعت 12:18  توسط آموزگار (آیریا)  | 

پیش گفتار :

پیشتر عهد کرده بودم که ذهن و اندیشه خود را فارغ از هرگونه درگیری با مقوله ای با عنوان "صعود قلم!" نمایم اما دیدن و شنیدن برخی از نوشته های دوستان باعث شد تا دوباره روی این موضوع متمرکز شوم. شاید خیلی از کوه نویسان که تازه به این دنیای پر هیاهوی مجازی وارد شده اند منو نشناسند با این حال به همه ی آنها ورودشان را خوش آمد میگویم و همچنین به دوستان قدیمی خود درود می فرستم. 

هدف از این نوشتار نقد یا حالتی اعتراض گونه مثلا به تاریخچه صعود های قلم و یا مسائل حاشیه ای آن نیست بلکه رویکردی از زاویه ای دیگر را نسبت به این مسئله دارد. شاید عنوان سقوط یا صعود قلم بتواند برای شروع مناسب باشد و اینکه آیا کوه نویسان که آنرا افراد درون یک سازمان (بنا به تعریف سازمان در کتاب : Pfiffner and Sherwood, Administrative (Englewood Cliffs, N.J. : Prentice Hall, 1960), p.30.  ) میتوان فرض نمود در حال پسرفت میباشند و یا در مرحله گذار (سنت ← مدرنیته) ؟ البته این را یادآور میشوم که منظور از این سازمان به طور دقیقتر همان جمع شدن افراد کوه نورد کوه نویس در کنار هم و اجرای یک هدف مشخص است که آنرا میتوان مانند یک سازمان تصور نمود که از بخش های مختلفی تشکیل شده و برای تجزیه و تحلیل آن باید ابتدا شاکله یک سازمان را مورد بررسی قرار داد و سپس مشابه آن را در مقوله  ی صعود قلم تعیین و در نهایت به بررسی وضعیت آن پرداخته شود.

پ.ن 1: تعریف سازمان : (بنا بر تعریف مندرج در پیش گفتار) سازمان عبارت از: یک رشته روابط منظم و عقلائی است که بین افرادی که وظائف پیچیده و متعددی را انجام میدهند، و کثرت تعداد آنان به قدری است که نمیتوانند با هم در تماس نزدیک باشند، به منظور تامین هدف های مشترک خاصی بر قرار می گردد.

پ.ن 2: بخش دوم بزودی نگاشته خواهد شد.


امید که مجموعه نوشتارهای مقوله ای به عنوان " صعود قلم ! " در این تارنگار به رشد و تصحیح ایرادات این ایده ی قدیمی (صعود قلم!) کمک نماید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/07/14ساعت 13:28  توسط آموزگار (آیریا)  |